پسرم.......
عزیزدلم امروز داشتم عکسهای اولین عید نوروزی را که مهمون خونه ی ما شدی میدیدم واااااااااای که چه قدر همه چیز زود میگذره شما بزرگتر میشی و هر روز انرژی و جنب و جوشت بیشتر میشه قربون اون حرف زدنت برم که دل آدم واست غش میره .الان که واست مینویسم ساعت 11شبه و شما هوس دد با بابا کردی و بابا بردتت بیرون. از صبح که بیدار میشی با هم سرگرمیم دیگه همش میخوای باهات بازی کنم.کلا دوست داری همبازی داشته باشی گاهی یاسین میاد باهاش بازی میکنی و با رفتنش کلی گریه میکنی خونه ی بابایی هم که میریم اونجا موندگارمون میکنی و نمیذاری بیایم خونه. پسرم داره با باباش نماز میخونه،چقدر رکابی بهش میاااااد رفته کتاب قصه خودش را آورده یعنی دا...
نویسنده :
مامان عالمه
14:54





