امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 10 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

پسرم.......

عزیزدلم امروز داشتم عکسهای اولین عید نوروزی را که مهمون خونه ی ما شدی میدیدم واااااااااای که چه قدر همه چیز زود میگذره شما بزرگتر میشی و هر روز انرژی و جنب و جوشت بیشتر میشه قربون اون حرف زدنت برم که دل آدم واست غش میره .الان که واست مینویسم ساعت 11شبه و شما هوس دد با بابا کردی و بابا بردتت بیرون. از صبح که بیدار میشی با هم سرگرمیم دیگه همش میخوای باهات بازی کنم.کلا دوست داری همبازی داشته باشی گاهی یاسین میاد باهاش بازی میکنی و با رفتنش کلی گریه میکنی خونه ی بابایی هم که میریم اونجا موندگارمون میکنی و نمیذاری بیایم خونه. پسرم داره با باباش نماز میخونه،چقدر رکابی بهش میاااااد   رفته کتاب قصه خودش را آورده یعنی دا...
18 بهمن 1393

هفته ای خووووووووووووب

عزیزدلم خوبی عشقم من که عالیم مگه میشه کنار شما بد بود،مخصوصا این هفته که حسابی بهمون خوش گذشت آخه باباجان و مامان جان و خاله عطیه و خاله زهرا از اصفهان اومدن خونمون. شب دومی که خونمون  بودن بابایی اکبراینا هم اومدن و ما حسابی در کنار بزرگترها بهمون خوش گذشت.یک شب هم رفتیم کرج خونه خاله عاطفه و اونجا موندیم.چقدر گردش اون شب خوب بود.مرسی خاله عاطفه.جمعه هم باباجان مارو رسوند خونه و خودشون رفتن اصفهان.شب هم با بابامیثم کلی پیاده روی کردیم و بابا شام مارو برد بیرون. پسرم داره ژله ی جادویی که خاله زهرا درست کرده میخوره.ژله ی جالبی بود.آدمو به فکر فرو میبرد.       ا مروز کیک سیب پختم...
4 بهمن 1393
1